خرید بک لینک

درباره سایت

^_^

امکانات وب

از اول ابتدایی تا سوم دبیرستان همکلاسی بودیم. اون اوایل وقتی بچه تر بودیم خیلی با هم صمیمی بودیم اما وقتی دبیرستانی شدیم کم کم عقاید افراطیشو نشون داد. گاهی با بچه ها یا معلما بحث میکرد ولی من همون موقع هم حالم به هم میخورد از همه ی این بحثا. تا اینکه بعد از سوم دبیرستان تصمیمشو گرفت و رفت حوزه علمیه! دو سالی ازش بی خبر بودم تا اینکه چند وقت پیش دیدم تو اینستاگرام درخواست داده. پیجشو یه نگاه انداختم عصبی شدم. همون حرفا همون عقاید حتی تند تر. منم رد کردم. سعی میکنم با افرادی که عقاید کاملا متفاوت در مورد سیاست ، مذهب یا اجتماع دارند بحث نکنم. احساس میکنم کاملا بیهوده ست و نه من قراره توجیه بشم و نه اونا.

البته تو خوابگاه بیشتر با بچه هایی رفت و آمد میکنم که عقایدشون در نقطه ی مقابل با من قرار داره اما هیچ وقت بحث رو به اونجا نمیکشونیم. دارم به این فکر میکنم که چقدر تفکر متفاوت آدما اونا رو از هم دور میکنه حتی اگه 10-12 سال همکلاسی باشین.

برچسب: نویسنده: غزل محمدی تاريخ: پنجشنبه 11 مرداد 1397 ساعت: 20:14

صفحه بندی